نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
آويني

    RSS 2.0  

آويني

صفحه اصلی

پست الکترونيک

links:

جستجوگر فارسی


archive:

آبان ١
هفته ١
هفته ٢
هفته ٣
هفته ٤
هفته ٥
هفته ٦
هفته ٧
هفته ٨
هفته ٩
هفته ١٠
هفته ١١
هفته ١٢
ادامه آرشیو



 

 

شنبه، 30 خرداد، 1383

"معجزه تمام عيار انقلاب"

 
   
بخش اول

خاطرات ناگفته‎اي از شهيد آويني قبل از انقلاب اسلامي

دكتر عطاا... اميدوار، متولد 1325 از بافت‎ كرمان است‎. وي ديپلم خود را در دارالفنون‎ تهران به پايان رساند و در سال 1345 وارد دانشگاه تهران شد. در فروردين 1351 فوق‎ ليسانس دانشكده معماري را با درجه ممتاز  به پايان رساند و تحصيلات مالي خود را در مقطع دكترا در فرانسه ادامه داد. وي در خصوص نقاشي‎، عكاسي و موسيقي‎ فعاليتهاي فراواني داشته است‎. نمايشگاه‎هايي از آثار او در ايران و پاريس به‎ نمايش درآمده است‎. از جمله كارهاي‎ معماري او طراحي مركز كنفرانس و همايش‎هاي صدا و سيما، پاويون تشريفاتي‎ مقبرة امام در بهشت زهرا و كارهاي فراوان‎ ديگر است‎. همچنين دكتر اميدوار از دوستان‎ شهيد آويني در دوره دانشگاه بوده است‎. او خاطراتي را از فضاي روحي و فكري آويني‎ قبل از انقلاب اسلامي دارد كه شنيدني است‎. به همين دليل از ايشان خواستيم تا براي‎ نخستين بار، ناگفته‎هاي آن دوران را براي ما تشريح كند

***

 

سال 45 وارد دانشكده معماري و هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شدم‎. آن‎ زمان نام دانشكده هنر بر سر زبان‎ها بود و كسي كه معماري مي‎خواند احساس مي‎كرد همه چيز را مي‎داند، يعني احساس مي‎كرد خودش به تنهايي لئوناردو داوينچي است‎. البته اين با آگاهي كه در آن زمان در دانشگاهها به ما مي‎دادند، خيلي غريب هم‎ نبود. در آن دوره جريان‎هاي جديدي نيز در حال شكل‎گيري بود. مثل شعر نو، ترانه‎ سرايي‎، نقاشي و مجسمه سازي مدرن و همه‎ءے؛ ّّ اينها بر اساس رفت و آمدهاي نسل قبلي به‎ فرنگ و مخصوصاً فرانسه شكل مي‎گرفت‎. مثلاً شعرهاي نو، عموماً ترجمه‎اي از شعرهاي فرانسه بود. مثلاً خود صادق‎ هدايت بعنوان يك نويسنده كاملاً تحت تاءثير «كامو» يا هنرمندان فرانسوي ديگر بود.

مثلاً دوره‎اي بود كه نمايشگاه‎هاي‎ نقاشي براي اولين بار ايجاد مي‎شد يا مثلاً كارهاي نقاشي آبستره براي اولين بار جلوي دانشگاه به نمايش در مي‎آمد كه پايه و اساس فرهنگي و اجتماعي نداشت و فقط هنر براي هنر بود. يا مثلاً فعاليت مراكز فرهنگي‎ سفارتخانه‎ها رشد مي‎كرد يا مثلاً شب‎هاي‎ شعر برگزار مي‎شد. از طرف ديگر چون‎ آمريكا درگير جنگ ويتنام بود، تبليغات ضد جنگ از طرف روشنفكران فوق‎العاده زياد بود و در غرب آرام آرام مساءله هيپنتيزم را مطرح مي‎كردند و در ايران نيز گرايش‎هايي‎ به اين موضوع پيدا شده بود و رشد مي‎كرد كه مي‎ديديم بسياري از افراد درس خوانده‎ مدير و روشنفكر از جامعه و كار كناره‎ مي‎گرفتند و به طبيعت و محيط زيست پناه‎ مي‎آوردند. مواد مخدر كاملاً رايج شده بود و در بين هنرمندان و روشنفكران و خصوصاً جوانان دانشگاهي به شكل عجيبي با استقبال‎ روبه‎رو بود كه به قول خودشان آدم را با فضاي عجيب و غريبي روبه رو مي‎كند و درءے؛ے  اين هنگام آثار ادبي خلق مي‎كنند اما درباره‎ سيستم دانشگاه بايد بگويم كه‎، سيستمي‎ بسيار كلاسيك و خيلي قرص و محكم و مرتب داشت‎. ما دانشكده هنرهاي زيبا رئيسي داشتيم به نام مهندس سيحون‎. مردي بود ديكتاتورمنش كه اگر خطايي از ديد خودش از دانشجويي مي‎ديد، شايد او را سال‎ها از درس محروم مي‎كرد. او آدمي‎ فعال بود و از او حساب مي‎بردند. بعد بين‎ دانشجويان تحولاتي در دنيا پيدا شد كه‎ اولي‎اش در «مي 1968 » در فرانسه بود كه‎ دانشجويان خصوصاً دانشجويان هنر برخاستند و نسبت به سيستم خشك و خشن‎ دانشگاه اعتراض كردند و اعتراضات بالا گرفت و با دولت فرانسه كه رئيس جمهوري‎ «دوگل‎» بود، به جنگ و گريز پرداختند تا بالاخره دولت مغلوب شد و عده‎اي از سيستم‎ گذشته كناره گرفتند و عده‎اي ديگر يكسري‎ نوپردازي‎ها كردند و آرام و آرام اين تب به‎ تمام دانشگاه‎هاي دنيا از سرايت كرد و به‎ ايران هم رسيد. در اين حال دانشجويان‎ دانشكده هنرهاي زيبا نيز نسبت به سيستم‎ گذشته سر ناسازگاري گذاشتند و اساتيد جوان كه فكرهاي جديدتري داشتند به صحنه‎ آمدند و سيستم دانشكده گسسته شد و محيط باز شد.

به نقل از ماهنامه سوره

اديبهشت ۸۳

   
 

پيام‌هاى ديگران